محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
124
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
سرحدى است كه از آن دشمن رخنه مىكند و معناى آن اين است كه خداوند پيروزى امت محمد صلّى اللّه عليه و إله را پس از او تعهد كرده است و اينكه در مقابل دشمن از آنها به شكلى مناسب پاسدارى كند . هر آنچه ضعف در آنها بود از دشمن پنهان داشت ؛ به اين هدف كه آنها را بترساند . خداوند به شرطى چنين تعهد كرد كه آنها پس از پيامبرشان دعوت حق را ادامه دهند و آن را در شرق و غرب بپراكنند و در راه حق دفاع و مبارزه كنند ؛ در حقيقت همانگونه كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و صحابه در دوران پيامبر صلّى اللّه عليه و إله انجام دادند . ( و الّذي نصرهم و هم قليل لا ينتصرون و منعهم و هم قليل لا يمتنعون حيّ لا يموت ) خداوند از عربهايى كه پيش از اسلام فرومايه و ناچيز بودند مردمى ساخت كه داراى منزلت و بزرگى گشتند . او زنده و تواناست و آنها را يارى مىدهد ؛ همانگونه كه پيش از اين چنين كرد : « و يقينا خدا شما را در [ جنگ ] بدر با آنكه ناتوان بوديد يارى كرد . پس از خدا پروا كنيد ، باشد كه سپاسگزارى نماييد . » « 1 » ( إنّك متى تسر إلى هذا العدوّ بنفسك فتلقهم فتنكب لا تكن للمسلمين كانفة دون أقصى بلادهم ) روى سخن در اينجا با خليفه دوم است و سخن روشن است . خلاصه اينكه خودت به جنگ دشمن نرو ؛ چرا كه تو مدير و رهبر هستى و اگر كشته شوى يا بگريزى فاجعه همه مسلمانان را فرامىگيرد . نظر من اين است كه بر جاى خود بمانى و لشكرى پاكدل و ورزيده به رهبرى همطرازى كه خود برمىگزينى براى جنگ بفرستى . پس اگر پيروز شد همان مطلوب به
--> ( 1 ) . وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ آل عمران / 3 : 123 .